السيد موسى الشبيري الزنجاني
6633
كتاب النكاح ( فارسى )
قلت : جواب اين اشكال طبق مبناى شيخ كه طرف اشكال ابتدايى ما است ، روشن است ؛ چرا كه ايشان يكى از مقدمات حكمت براى تحقق اطلاق را عدم بيان متصل به كلام و يا منفصل از آن مىداند و از طرف ظهور لفظى وضعى در اصالة العموم را نسبت به اطلاق ازمانى بيان مىداند و با اين وصف در محل بحث اصالة العموم در مثل « اكرم العلماء » مانع از تماميت مقدمات حكمت و تحقق اطلاق ازمانى مىشود و در نتيجه حكم به لزوم اكرام زيد پس از زمان خروج مىشود . و اما طبق مبناى آخوند - و پذيرندگان نظر او - كه اگر چه نيامدن قيد در مجلس خطاب را كافى براى تحقق ظهور اطلاقى مىدانند و در نتيجه دليل لفظى عام مخالف با آن را معارض با آن مىدانند و به عبارت ديگر اصالة العموم را متعارض با اصالة الاطلاق مىدانند ، بر خلاف نظر شيخ كه زمان مانع از تحقق اطلاق را آمدن قيد قبل از ظرف عمل مىداند . لكن در ما نحن فيه يك خصوصيتى هست كه بازهم طبق مبناى آخوند اصالة العموم مقدم شده و اصالة الاطلاق شكسته مىشود و اما خصوصيت مورد اشاره اين است كه يك اختلاف ديگرى مرحوم آخوند با مرحوم شيخ در مسأله دوران امر بين تخصيص و تخصص دارند و آن اينكه طبق مبناى آخوند موارد تمسك به اصول لفظيه نظير اصالة الحقيقه ، اصالة العموم و اصالة الاطلاق عبارت است از جايى كه شك در مراد از لفظ باشد مثلا شك بكنيم كه آيا از اسد حيوان مفترس اراده شده است ، يا رجل شجاع و از لفظ عام همه افراد اراده شده است يا بعضى اراده نشدهاند و اما در جايى كه مراد از لفظ مشخص باشد و شك در نحوه اراده باشد ، مثلا از « جئنى باسد » مىدانيم كه زيد اراده نشده است و از « اكرم العلماء » مىدانيم كه زيد اراده نشده است اما نمىدانيم كه اراده نشدن - در مثال اول - به خاطر استعمال اسد در حيوان مفترس است يا به خاطر رجل شجاع نبودن زيد است و الا اسد در رجل شجاع استعمال شده است و همين طور - در مثال دوم - آيا اراده نشدن زيد به جهت جاهل بودن اوست يا به جهت خروج آن به